gegli

روزگار

× =text/java src=http://pichak.net/blogcod/time-data/time-data/div style=display:noneh1a href=http://pichak.netساعت فلش/a/h1h1a href=http://pichak.net/blogcod/time-dataكد ساعت /a/h1/div
×

آدرس وبلاگ من

arezu.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/baran1164

چه روزگار غریبی، خوش آنکه دل نسپارد


در این چمن چو من ای گل تو نیز همدم خاری
گلِ همیشه بهاری ولی بهار نداری
چه روزگار غریبی، خوش آنکه دل نسپارد
نه با امید وفائی، نه بهر یاریِ یاری
به دل نه شوق بهاران، نه آرزوی جوانی
چو غنچه خون جگر می خورد، چه باغ و بهاری؟
نه یاس سینه ی دیواری و نه نرگس مستی
که پا به پای نسیمی، کنیم گشت و گذاری
خمیده قامت سرو و، صنوبر است پریشان
چراغ لاله نسوزد، مگر به لوح مزاری
به گوش سبزه ی نو رس، چه گفت باد خزانی؟ 
که رخ ز شرم نهان کرد زیر برگ چناری
یکی است ماتم و شادی در این چمن، که ز هر سو
دهان به خنده ی خونین، گشوده است اناری
گذشت عمر و تو گوئی که خواب بود و خیالی
شب شرابی اگر بود و بامداد خماری
نشان زِ باده ی شبنم، به جام لاله چه جوئی؟
که غیر گریه ی حسرت، نمانده آینه داری
به تخته پاره ی تن، جان خسته چند زند چنگ؟
کجاست سیلی موجی، که کوبدش به کناری


استاد پرتو



جمعه 18 تیر 1389 - 2:00:01 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


خدایا


نور عشق


ادم ها در ارتباط چند دسته هستند!؟


هرفکری


از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت


آخرین قصه


این همه گرک تنها در لباس میش


زنان ایرانی متولد 13


بمان تا رسم خوبی از جهان برافکنده نشود ...


گریه نکنید


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

186524 بازدید

30 بازدید امروز

21 بازدید دیروز

163 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت